اسیلوسکوپ ها در کاربرد شاخص های فنی ثانویه چه نقشی دارند
تعریف پهنای باند
معیارهای پهنای باند مطمئناً مهم هستند. برای طراحانی که دائماً محدودیتهای معماری باس سریال پرسرعت را بالا میبرند، پهنای باند همیشه در صدر فهرست ملاحظات آنها هنگام خرید اسیلوسکوپ بوده است.
با این حال، پهنای باند خود تنها یک معیار است که پاسخ فرکانسی یک ابزار را توصیف میکند (فرکانسی که در آن یک موج سینوسی -3 دسیبل خارج میشود). دو اسیلوسکوپ با پهنای باند یکسان ممکن است زمان افزایش بسیار متفاوت و پاسخهای کاملاً متفاوت به شکل موجهای پیچیده داشته باشند. آیا نیازی نیست که برخی از این معیارها یا ویژگیها را با دقت به کار ببرید تا تصمیم خریدار تسهیل شود؟
دو راه برای پاسخ به این سوال وجود دارد، یکی عملکرد واقعی زمان خیز اسیلوسکوپ و دیگری رفتار دستگاه در حالت پردازش سیگنال دیجیتال (DSP).
زمان افزایش آنالوگ تابعی از پهنای باند اسیلوسکوپ است. سعی میکند به سادگی زمان افزایش را از روی پهنای باند با استفاده از فرمولهای کتاب درسی، که مبنای برخی از معیارهای زمان افزایش منتشر شده است، محاسبه کند. زمانهای افزایش مشاهده شده توسط مهمان، مبنای بهتری برای اندازهگیریها، هم با و هم بدون بهبود DSP، فراهم میکند. هر مهندس اهمیت پاسخ زمان افزایش را درک می کند. اندازه گیری تفاوت بین زمان افزایش اندازه گیری شده و زمان افزایش محاسبه شده برای درک آنچه گفته می شود است.
تحریک اسیلوسکوپ و پیچیدگی سیگنال
اصطلاح "اندازه گیری با سرعت بالا" از نظر لبه های زیر نانوثانیه و نرخ کلاک سریع معانی مختلفی دارد. گاهی اوقات نادیده گرفته می شود که این اندازه گیری های با سرعت بالا اغلب اندازه گیری های بسیار پیچیده ای هستند. گرفتن یک کد در جریان داده شامل قضاوت، شانس، تخمین، حدس و گمان... یا انتخاب صحیح تابع ماشه است.
راه اندازی اسیلوسکوپ تعیین می کند که چه چیزی را می توان با استفاده از ابزار ضبط، مشاهده و اندازه گیری کرد، تابعی که به اندازه پهنای باند و نرخ نمونه برداری مهم است. سیستم های ماشه ای مجموعه ای از مشخصات متفاوت خود را دارند. مسیرهای ماشه عموماً شاخههای مسیر سیگنال ورودی اصلی هستند و باید بسیاری از ویژگیهای محیطی مشابه، مانند حساسیت، لرزش و غیره را منعکس کنند. یکی دیگر از شاخص های عملکرد ماشه، محدوده انواع ماشه است، یعنی شرایطی که می توان در هنگام وقوع یک ماشه تعریف کرد.
معیارهای "ثانویه" مرتبط
تا کنون، معیارهای فنی که مورد بحث قرار گرفتهایم، معمولاً ثانویه نسبت به معیارهای اولیه پهنای باند، نرخ نمونهبرداری و غیره بودهاند. اما واقعیت این است که بسیاری از پارامترهای دیگر وجود دارند که اغلب به عنوان مسائل ثانویه در فرآیند ارزیابی اسیلوسکوپ در نظر گرفته می شوند که می توانند برنامه مهندسی فشرده را تسهیل یا مانع شوند.
برای بسیاری از استانداردهای سریال، بازیابی ساعت تعبیه شده مبنایی برای تجزیه و تحلیل نمودار چشمی اسیلوسکوپ است، که همچنین از اندازه گیری هایی مانند بازیابی ساعت به داده پشتیبانی می کند (CDR همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است). طراحانی که با سیگنالهای ساعت تعبیهشده کار میکنند باید فراتر از معیارهای اولیه نگاه کنند و راههایی را در نظر بگیرند که اسیلوسکوپها میتوانند بازیابی ساعت را سریعتر، آسانتر، انعطافپذیرتر و تکرارپذیرتر کنند.
الزامات برنامه همیشه جهت انتخاب را هدایت می کند. آیا می توان از اسیلوسکوپ برای تعمیرات اساسی یا اندازه گیری انطباق استفاده کرد؟ چه مکانیزم های بازیابی ساعت موجود است؟ آیا اسیلوسکوپ ها می توانند ساعت ها را در زمان واقعی بازیابی کنند و ویژگی های نمودار چشمی پویا را نمایش دهند؟
اکثر اسیلوسکوپ های سطح بالا یکی از دو روش بازیابی ساعت، بازیابی ساعت مبتنی بر نرم افزار یا بازیابی ساعت مبتنی بر سخت افزار را ارائه می دهند. بازیابی ساعت نرم افزار از داده های اکتساب ذخیره شده ایجاد می شود. برای تست انطباق با استفاده از روش هایی مانند تست انطباق خودکار و نرم افزار تجزیه و تحلیل TDSRT-Eye، رویکرد نرم افزار به عنوان ابزار انتخابی شناخته می شود.
می توان از بازیابی ساعت مبتنی بر حلقه قفل فاز (PLL) برای بدست آوردن نمودار چشمی در زمان واقعی استفاده کرد، اما در اینجا نیز باید معیارها را با دقت بررسی کرد: آیا PLL (که می تواند بازیابی نرم افزار یا بازیابی سخت افزار باشد. ) با فرکانس های ساعتی که در استاندارد سریال فعلی تکامل می یابند سازگار شوند؟ برخی انجام می دهند، برخی نه، بنابراین درک تفاوت ها مهم است.






