اندازه گیری حجم بلوک بافت با استفاده از میکروسکوپ های بیولوژیکی
تا کنون، کرایوفیکساسیون، برش فوق نازک منجمد-و خشک کردن انجمادی-روشهای معمولی برای میکروسکوپ اشعه ایکس- بافت و سلول هستند. لطفا جزئیات زیر را در مورد این روش ارائه دهید:
یک میکروسکوپ بیولوژیکی با نورافکن میتواند نورافکن را به سمت بالا و پایین حرکت دهد تا به روشنایی متوسط دست یابد و دیافراگم دیافراگم متغیر را نیز میتوان برای رسیدن به روشنایی متوسط تغییر داد. اگر نور از خورشید باشد، می توان نور کانونی را به طور مناسب بالا برد و دیافراگم نور متغیر را به طور مناسب بزرگ کرد. اگر نور خیلی قوی باشد، می توان نور افکن را به طور مناسب پایین آورد و دیافراگم تقاطع را به طور مناسب کاهش داد. اگر در این شرایط همچنان احساس خیره کننده ای دارید، می توانید فیلتر مناسبی را روی براکت زیر نورافکن قرار دهید. این بلوط می تواند به درخشندگی دست یابد که شما را راضی کند. البته با تنظیم موقعیت های بالا و پایین نورافکن می توان اندازه دیافراگم نورخوانی را تغییر داد و فیلترهای مناسبی را انتخاب کرد که نیاز به یک دوره تمرین و تجربه خاص دارد.
یک موضوع بسیار مهم در میکروسکوپ بیولوژیکی فرآیند نمونه برداری و جداسازی سلول ها است. پس از انجماد-خشک کردن و تعبیه رزین (FD)، بخش های فوق نازک یخ زده باید به دقت پردازش شوند تا اطمینان حاصل شود که محتوای 65 عنصر هر قسمت در طول مشاهده و تجزیه و تحلیل آسیب نبیند. با توجه به مراحل متعدد و هزینه بالای مربوط به میکروآنالیز اشعه ایکس، اگر سلول های تجزیه و تحلیل شده پس از پردازش طولانی و چند مرحله ای آسیب دیده یا مرده باشند، متأسفانه نتیجه گیری نادرست است. سلولهای میوکارد که با تیمار ژلاتیناز جدا میشوند دو شکل دارند، یکی به شکل میلهای-دراز و دیگری دایرهای است. مورد دوم به سلول های در حال مرگ اشاره دارد که در طی فرآیند جداسازی سلول آسیب دیده اند.
محتوای و توزیع الکترولیت ها در این دو نوع سلول در زیر میکروسکوپ بیولوژیکی بسیار متفاوت است. سدیم بسیار زیاد و پتاسیم در کاردیومیوسیت های حلقوی بسیار کم است و غلظت کلسیم در دندریت های خطی بسیار زیاد است. پس از تأیید با سایر روشهای تحلیلی، ثابت شده است که سدیم بالا و پتاسیم کم در سلولهای دایرهای و کلسیم بالا در میتوکندریها نتیجه آسیب غشاء در طول جداسازی سلول است. روش تثبیت سرد برای سلول ها و بافت ها اغلب شامل ابتدا خاموش کردن و سپس ذخیره آنها در نیتروژن مایع است. تثبیت خاموش کننده برای اثر حفظ بسیار مهم است. سلولهای زنده یا بافتهای تازه سرشار از آب هستند و وقتی خاموش میشوند، قسمتهایی از سلولها یا بافتهایی که مستقیماً با مبرد در تماس هستند (مخصوصاً هنگام استفاده از نیتروژن مایع برای خنکسازی) اغلب منجمد و ثابت میشوند و یک "پوسته" تشکیل میدهند که مانع از خرد شدن و ثابت شدن قسمت مرکزی سلولها میشود. بنابراین، هنگام انجام میکروآنالیز اشعه ایکس، اغلب مشخص میشود که کریستالهای یخ در بخش مرکزی سلولهای بزرگتر وجود دارند. برای جلوگیری از وقوع این وضعیت، ماده ای با نقطه ذوب بالاتر از نیتروژن مایع اما کمتر از 806c به عنوان مبرد استفاده می شود. بسیاری از این مواد وجود دارند، اما به راحتی به دست می آیند و مقرون به صرفه ترین آنها پروپان غلیظ است (نقطه جوش 42.120c، نقطه ذوب 187.10c، وزن مولکولی 44.1)، که همچنین دارای سرعت خنک کننده سریع است. اما عیب آن این است که قابل اشتعال است.
